مطالب از سراسر وب

اسامی ترکیبی شیک با امیر

دنیای اطلاعات: در عربی امیر است از ریشه «ا-م-ر» به معنای «فرمان‌دادن» و با «اَمَر» عبری به معنای «گفتن، فرمودن» همخوانی دارد. و در آن به معنای شاه، رئیس، مدیر، رهبر، مرشد، سرور و برتر والقاب سر نام می‌باشد. در زبان عبری این واژه به معنی درختزار هم به کار رفته‌است.

اسم ترکیبی شیک با امیر

قالَ رَسول الله (ص) : اِنَّ اَوَّلَ مایَنحَلُ اَحَدُکَم وَلَدهُ الاسِمُ الحَسَن
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اولین بخشش و عنایت شما به فرزندانتان، انتخاب نام نیکو می باشد. ( کافی ، ج ۶ . وسائل ج۱۵ ، ص ۱۱۵ )

امیرآبتین : امیر (پادشاه) آبتین (روح کامل، انسان نیکو کار)
امیرآتش : امیر (پادشاه) آتش (آذرشعله، نار)
امیرآذین : امیر (پادشاه) آذین (آرایش، آیین بندی، چراغانی)
امیرآراد : امیر (پادشاه) آراد (نام فرشته ی موکل بر دین و تدبیر امور)
امیرآرام : امیر (پادشاه) آرام (خاموش، خلوت، دنج، ساکت)
امیرآرتان : امیر (پادشاه) آرتان (پربرکت. درست کار، نیک کردار)
امیرآرش : امیر (پادشاه) آرش (درخشنده، نام پهلوان نامدار ایرانی)
امیرآرشام : امیر (پادشاه) آرشام (دارای زور خرس، خرس نیرو)
امیرآرمان : امیر (پادشاه) آرمان (ایده، ایدئال، شعار، مرام)
امیرآرمین : امیر (پادشاه) آمین (نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی)
امیرآریا : امیر (پادشاه) آریا (آزاده، نجیب)
امیرآرین : امیر (پادشاه) آرین (مرد آریایی – آریایی نژاد، از نسل آریایی)
امیرآزاد : امیر (پادشاه) آزاد (، سبکبار، فارغ، مخیر)
امیرآویژه : امیر (پادشاه) آویژه (خالص، معشوق، دلبر)
امیراحسان : امیر (پادشاه) احسان (پادشاه بخشنده، حاکم نیکوکار)
امیراخگر : امیر (پادشاه) اخگر (آتش، جرقه، شراره)
امیراردشیر : امیر (پادشاه) اردشیر (به معنی شهریاری وپادشاهی مقدس)
امیراردلان : امیر (پادشاه) اردلان (درستی، راستی و پارسایی)
امیراردوان : امیر (پادشاه) اردوان (یاری کننده درستکاران)
امیرارژنگ : امیر (پادشاه) ارژنگ (نام پهلوانی تورانی )
امیر ارسلان : امیر (پادشاه) ارسلان (شیر، شیر درنده، اسد)
امیرارشیا : امیر (پادشاه) ارشیا (به لغت زند و پازند تخت و اورنگ شاهان را می گویند)
امیرسفندیار : امیر (پادشاه) اسفندیار (مقدس آفریده یا آفریده ی پاک)
امیراشکان : امیر (پادشاه) اشکان (منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود)
امیرافشار : امیر (پادشاه) افشار (معاون و شریک)
امیرافشین : امیر (پادشاه) افشین (نام سردار ایرانی که بابک خرم دین را دستگیر کرد)
امیرامید : امیر (پادشاه) امید (آرزو، امیدواری، توقع، چشم داشت)
امیرانوش : امیر (پادشاه) انوش (بی مرگ، جاودان)
امیرجاودان : امیر (پادشاه) جاودان (جاویدان، سرمد، فناناپذیر)
امیرانوشیروان : امیر (پادشاه) انوشیروان (دارای روان جاوید)
امیراورنگ :امیر (پادشاه) اورنگ (تاج، تخت، مکر، نیرنگ، جلال، شان)
امیربابک : امیر (پادشاه) بابک (پدر جان، استوار)
امیرباربد : امیر (پادشاه) باربد (خداوندِ بار ، پرده دار)
امیربامداد : امیر (پادشاه) بامداد (باکر، پگاه، سپیده دم، صباح)
امیربامشاد : امیر (پادشاه) بامشاد (نام نوازنده نامی دوران ساسانیان)
امیربامین : امیر (پادشاه) بامین (صورت دیگری از بامی، لقب شهر بلخ)
امیربردیا : امیر (پادشاه) بردیا (دومین پسر کورش بزرگ و برادر کمبوجه)
امیربرسام : امیر (پادشاه) برسام (آتش بزرگ .مرکب از بر (مخفف ابر) + سام (آتش )، )
امیربرنا : امیر (پادشاه) برنا (جوان)
امیربروز : امیر (پادشاه) برزو (بلند بالا، نام پسر سهراب)
امیربرزن : امیر (پادشاه) برزن (امیر (پادشاه)
امیربهبد : امیر (پادشاه) بهبد (نگهبان)
امیربهراد : امیر (پادشاه) بهراد (راد مرد ، جوان مرد)
امیربهرام : امیر (پادشاه) بهرام (مریخ، یکی از شخصیتهای شاهنامه)
امیربهرنگ : امیر (پادشاه) بهرنگ (رنگ نیک)
امیربهروز : امیر (پادشاه) بهروز (روز خوب و نیک)
امیربهزاد: امیر (پادشاه) بهزاد (کسی که به نیکی زاده شده)
امیربهمن : امیر (پادشاه) بهمن (برف، کولاک، جدی)
امیربهمنش : امیر (پادشاه) بهمنش (دارای مش و کردار شایسته)
امیربهنام : امیر (پادشاه) بهنام (نیک نام، خوش نام – دارای نام نیک)
امیربهنود : امیر (پادشاه) بهنود (نام شاهان هند)
امیربیژن : امیر (پادشاه) بیژن (نام پهلوان ایرانی، پسر گیو )
امیرپارسا : امیر (پادشاه) پارسا (ایرانی، مقدس – حاکم خداترس)
امیرپاشا : امیر (پادشاه) پاشا (نامی آذری به معنای پروردگار)
امیر پرشان : امیر (پادشاه) پرشان (رزمجو)
امیرپرویز : امیر (پادشاه) پرویز (پیروز، فاتح)
امیرپرهام : امیر (پادشاه) پرهام (الهه تقدیر کننده طبیعت)
امیرپژمان : امیر (پادشاه) پژمان (مرکب از پژم بمعنی کوه)
امیرپوریا : امیر (پادشاه) پوریا (بر گرفته از نام پوریا ولی)
امیرپویا : امیر (پادشاه) پویا (جستجو، جویا)
امیرپوژمان : امیر (پادشاه) پوژمان (آرزو)
امیرپولاد : امیر (پادشاه) پولاد (آهن، چدن، فولاد، شمشیر، گرز)
امیرپهلبد : امیر (پادشاه) پهلبد ( آهنگساز دوران خسرو پرویز ساسانی|)
امیرپیام : امیر (پادشاه) پیام (پیغام، سفارش، الهام، وحی، درود)
امیرپیروز : امیر (پادشاه) پیروز (برنده، چیره، فاتح، فایق، فیروز)
امیرپیروزان : امیر (پادشاه) پیروزان (نام برادر شاپور اول)
امیرپیمان : امیر (پادشاه) پیمان (تعهد، شرط، عهد، قول، معاهده)
امیرتورج : امیر (پادشاه) تورج (نام پسر بزرگ فریدون)
امیرتهماسب : امیر (پادشاه) تهماسب (دارنده ی اسب قوی)
امیرتهمورث : امیر (پادشاه) تهمورث (نام یکی از شاهان ایرانی)
امیرتیرداد : امیر (پادشاه) تیرداد (اشک دومپادشاه اشکانی)
امیرتیمور : امیر (پادشاه) تیمور (آهن، فولاد)
امیرحافظ : امیر (پادشاه) حافظ (فرمانروای مراقبت کننده- حفاظت کننده)
امیرحسام: امیر (پادشاه) حسام (پادشاه و امیری که دارای شمشیری تیز و برنده است)
امیرحسین: امیر (پادشاه) حسین (پادشاه خوب و نیکو، پادشاه نیک، حاکم صاحب جمال)
امیرجاوید : امیر (پادشاه) جاوید (ابدی)
امیرجمشید : امیر (پادشاه) جمشید (نام شاهی باستانی، یکی از شخصیت های شاهنامه)
امیرجهاندار : امیر (پادشاه) جهاندار (دارنده جهان)
امیرجهانشاه : امیر (پادشاه) جهانشاه (شاه جهان)
امیرجهانگیر : امیر (پادشاه) جهانگیر (عالمگیر، فاتح، همگانی)
امیرحامی : امیر (پادشاه) حامی (مدافع)
امیرخداداد : امیر (پادشاه) خداداد (هدیه ای از طرف خدا)
امیرخسرو : امیر (پادشاه) خسرو (پادشاه، شاه، ملک، شاهنشاه)
امیرخشایار : امیر (پادشاه) خشایار (شاه دلیر)
امیردادیه : امیر (پادشاه) دادبه (دارنده ی بهترین داد)
امیردارا : امیر (پادشاه) دارا (توانگر، ثروتمند، غنی)
امیرداراب : امیر (پادشاه) داراب (پسر بهمن و همای چهرزاد)
امیرداریوش : امیر (پادشاه) داریوش (دارنده ی نیکی)
امیردانوش : امیر (پادشاه) دانوش (نام مردی که عذرا را فروخت)
امیررامبد : امیر (پادشاه) رامبد (روی هم به معنی رئیس رامشگران، آرامش دهنده)
امیررامین : امیر (پادشاه) رامین (عاشق سرمست،امیدوار ،چاره اندیش)
امیررامتین : امیر (پادشاه) رامتین (نوازنده معروف زمان ساسانیان)
امیررخشان : امیر (پادشاه) رخشان (تابنده، تابان، درخشنده، رخشان)
امیررستان : امیر (پادشاه) رستان (شخصیتی است که در شاهنامه از او نام برده شده)
امیررضا : امیر (پادشاه) رضا (پادشاه راضی و خشنود)
امیرروزبه : امیر (پادشاه) روزبه (سعادتمند، بهروز ،خوشبخت)
امیرزال : امیر (پادشاه) زال (سالخورده، سالمند، کهنسال)
امیرزند : امیر (پادشاه) زند (عظیم. بزرگ)
امیرساسان : امیر (پادشاه) ساسان (تنها و گوشه نشین)
امیرسالار : امیر (پادشاه) سالار (سپهسالار، سردار، فرمانده)
امیرسام : امیر (پادشاه) سام (بیماری، مرض، ناخوشی، زهردار، خطرناک)
امیرسامان : امیر (پادشاه) سامان (خطه، سومرز، حد، ترتیب)
امیرسامی : امیر (پادشاه) سامی (عالی، بلند مرتبه، بلند)
امیرسبحان : امیر (پادشاه) سبحان (پادشاه پاک و منزه)
امیرسپهر : امیر (پادشاه) سپهر (آسمان، سما، عرش، فضا، فلک)
امیرسروش : امیر (پادشاه) سروش (جبرئیل، فرشته، مطیع، ملک)
امیرسنجر : امیر (پادشاه) سنجر (جبرئیل، فرشته، مطیع، ملک)
امیرسهراب : امیر (پادشاه) سهراب (دارنده ی آب و رنگ سرخ، گلگون، شاداب)
امیرسیامک : امیر (پادشاه) سیامک (به معنی دارای موی سیاه، به دست دیو کشته شد و پسر سیامک)
امیرسیاوش : امیر (پادشاه) سیاوش (دارنده ی اسب نر سیاه، پسر کیکاووسپادشاه کیانی)
امیرسهند : امیر (پادشاه) سهند (کوه آتش‌فشانی قدیمی و خاموش در جنوب آذربایجان شرقی میان تبریز و مراغه)
امیرشاپور : امیر (پادشاه) شاپور (شاهزاده، شهزاده، ملکزاده)
امیرشاهرخ : امیر (پادشاه) شاهرخ (دارای رخساری چون شاه، شاه منظر، شاه سیما)
امیرشاهکام : امیر (پادشاه) شاهکام (تحریری از شاهگام باشد و آن نوعی از رفتار اسب)
امیرشاهین : امیر (پادشاه) شاهین (شاهباز، عقاب، لاچین، زبانه، میله)
امیرسزاوار : امیر (پادشاه) سزاوار (، شایان، سزامند، شایسته، شایگان، صلاحیت دار)
امیرشایان : امیر (پادشاه) شایان (برازنده، درخور، سزاوار، لایق)
امیرشروین : امیر (پادشاه) شروین (نام انوشیروان دادگر، نام دو تن ازپادشاهان طبرستان)
امیرشهاب : امیر (پادشاه) شهاب (شرر، شعله، ستاره)
امیرشهباز : امیر (پادشاه) شهباز (نوعی باز سفید رنگ با چشمان زرد و پنجه و منقار قوی )
امیرشهرام : امیر (پادشاه) شهرام (مطیع شاه، رام شاه، آرام شاه)
امیرشهرداد : امیر (پادشاه) شهراد (پادشاهِ جوانمرد – شاه بخشنده)
امیرشهروز : امیر (پادشاه) شهروز (شاه روزگار یا داری بخت و روز شاه)
امیرشهریار : امیر (پادشاه) شهریار (پادشاه، خسرو، سلطان، شاهنشاه، شاه، ملک)
امیرشاه : امیر (پادشاه) شاه (امپراطور، امیر،پادشاه، حاکم)
امیرشهیار : امیر (پادشاه) شهیار (یاور شاه، مددکار شاه، یارِ شاه)
امیرصالح : امیر (پادشاه) صالح (پادشاه و امیر نیکو رفتار، حاکم شایسته، امیر لایق)
امیرصدرا : امیر (پادشاه) صدرا (پادشاه و امیری که بزرگ و مهتر است، امیر والامقام)
امیرطه (امیرطاها) امیر (پادشاه) طه (مرکب از دو اسم امیر به معنی آقا و سروز و طاها که نام یکی از سوره های قرآن است، برخی تفاسیر این سوره را منسوب به اهل بیت علیه السلام می دانند)
امیرعباس : امیر (پادشاه) عباس (پادشاه و حاکم چون شیر)
امیرعلی : امیر (پادشاه) علی (پادشاه صعود کننده)
امیرعماد : امیر (پادشاه) عماد (پالار، رکن، ستون، تکیه گاه، متکا)
امیرفاضل : امیر (پادشاه) فاضل (پادشاه دارای فضیلت و برتری در علم)
امیرفرامرز : امیر (پادشاه) فرامرز (آمرزنده از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پسر زال)
امیرفربد : امیر (پادشاه) فرید (دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند)
امیرفرحان : امیر (پادشاه) فرحان (پادشاه شادان و فیرنده)
امیرفرهام : امیر (پادشاه) فرهام (پادشاه نیک اندیش)
امیرفرجاد : امیر (پادشاه) فرجاد (حکیم، دانا، دانشمند، عالم، فاضل)
امیرفرخ : امیر (پادشاه) فرخ (خجسته، خوش یوم، سعد، فرخنده، مبارک)
امیرشاد : امیر (پادشاه) شاد (بانشاط، بشاش، خرم، خشنود، خندان، خوش)
امیر فرخزاد : امیر (پادشاه) فرخزاد (از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هرمزد )
امیرفرداد : امیر (پادشاه) فراد (زاده ی با شأن و شکوه و شوکت)
امیرفردوس : امیر (پادشاه) فردوس (ارم، بهشت، پردیس، جنان)
امیرفردین : امیر (پادشاه) فردین (یگانه، تنها، همچنین مخفف فروردین)
امیر فرزاد : امیر (پادشاه) فرزاد (با فر و شکوه زاده شده، زاده ی با فر و شکوه و عظمت)
امیرفرزام : امیر (پادشاه) فرزام (لایق، در خور، شایسته، سزاوار)
امیرفرزان : امیر (پادشاه) فرزان (فرزانه، خردمند، عاقل، حکیم، دانش، استواری)
امیرفرزین : امیر (پادشاه) فرزین (مهره ی وزیر در صفحه شطرنج، نام مکانی در کرمان)
امیردانا : امیر (پادشاه) دانا (خردمند، دانشمند، عالم، فاضل، فرهیخته)
امیرفرشاد : امیر (پادشاه) فرشاد (نام روح و عقلِ کره مریخ، نفس فلک مریخشکوه، شادی، شادی بزرگ)
امیرفرشید : امیر (پادشاه) فرشید (شکوه و روشنایی، شکوه خورشید، شکوه درخشان)
امیرفرود : امیر (پادشاه) فرود (پایین، تحت، زیر، نزول)
امیرفروهر : امیر (پادشاه) فروهر (به معنی نگهداری کردن، پناه بخشیدن)
امیرفرهاد : امیر (پادشاه) فرهاد (نام یکی از پهلوانانِ ایران در زمان کاووس)
امیرفرهنگ : امیر (پادشاه) فرهنگ (قاموس، لغت نامه، مرجع)
امیرفرهود : امیر (پادشاه) فرهود (کودک پر گوشت و خوب صورت، مرد درشت اندام)
امیرحقیقت : امیر (پادشاه) حقیقت (درستی، راستی، ماهیت، ذات، اصل)
امیرفرید : امیر (پادشاه) فربد (دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند)
امیرفریدون : امیر (پادشاه) فریدون (پسر آبتین یکی از بزرگان داستانی اقوام مشترک هند و ایرانی)
امیرفیروز : امیر (پادشاه) فیروز (برنده، پیروز، پیروزمند، ظفرمند، غالب، فاتح)
امیرکامران : امیر (پادشاه) کامران (خوشگذران، عیاش، کامجو، کامروا)
امیرکامشاد : امیر (پادشاه) کامشاد (مرکب از کام (خواسته، آرزو) + شاد)
امیرکامیار : امیر (پادشاه) کامیار (بختیار، کامجو، کامران، کامروا)
امیرکسرا : امیر (پادشاه) کسرا (خسرو، سلطان، شاه، قیصر)
امیرکاوه : امیر (پادشاه) کاوه (نام شخصیت اساطیری شاهنامه و آهنگری ایرانی)
امیرکبیر : امیر (پادشاه) کبیر (پادشاه بزرگ – لقب میرزا محمدتقی‌خان فراهانی)
امیرکورس : امیر (پادشاه) کوروس (موی پیچیده و مجعد،دزدیدن)
امیرکورش : امیر (پادشاه) کوروش (بنیانگذار سلسله هخامنشی در ایران)
امیرکوشا : امیر (پادشاه) کوشا (کوشنده، سخت کوش)
امیرکیا : امیر (پادشاه) کیا (شاه، مدافع، محافظ)
امیرکیان : امیر (پادشاه) کیان (شاهان)
امیرکیارش : امیر (پادشاه) کیارش (کی آرش،پادشاه عادل)
امیرکیانوش : امیر (پادشاه) کیاموش (بزرگ جاویدان، بزرگ)
امیرکیوان : امیر (پادشاه) کیوان (زحل.نام یکی از بزرگان دربار بهرام )
امیرجهان : امیر (پادشاه) جهان (آفاق، دنیا، عالم)
امیرکیومرث : امیر (پادشاه) کیومرث (زنده ی فانی، جان و زندگی)
گشتاسب : امیر (پادشاه) گشتاسب (دارنده ی اسب از کار افتاده یا ترسو و محجوب)
گودرز : امیر (پادشاه) گودرز (نام پهلوان ایرانی پسر قارَن پسر کاوه ی آهنگر)
امیرماهان : امیر (پادشاه) ماهان (ماهان نام پسر کیخسرو می‌باشد)
امیرمازیار : امیر (پادشاه) مازیار (صاحب کوه ماز)
امیرماکان : امیر (پادشاه) ماکان (نام پسر کاکی از سران دیالمه)
امیرمانی : امیر (پادشاه) مانی (نقاشی که خود را پیامبر معرفی می کرد)
امیرمحمد : امیر (پادشاه) محمد (امیر بسیار تحسین شده و پادشاه ستایش شده)
امیرمنوچهر : امیر (پادشاه) منوچهر (از خاندان ایرج یکی ازپادشاهان پیشدادی)
امیرمهبد : امیر (پادشاه) مهبد (سرور ماه، کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است)
امیرمهراب : امیر (پادشاه) مهراب (دارنده ی جلوه ی آفتاب و کسی که تابش مهر دارد)
امیرمهران : امیر (پادشاه) مهران (دارنده ی مهر، از شخصیتهای شاهنامه)
امیرمهرداد : امیر (پادشاه) مهرداد (داده ی مهر، آفریده شده ی مهر)
امیرمهرزاد : امیر (پادشاه) مهرزاد (به معنی زادهٔ مهر یا مهر مادری)
امیرمهرک : امیر (پادشاه) مهرک (شبیه به خورشید، زیبارو)
امیرمهرنگ : امیر (پادشاه) مهرنگ (به رنگ ماه، دختر زیبا و سفید رو)
امیرمهدی : امیر (پادشاه) مهدی (امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده)
امیرمهیار : امیر (پادشاه) مهیار (ماهیار، یار ماه)
امیرمیلاد : امیر (پادشاه) میلاد (تولد، زایش، ولادت، روز تولد، هنگام)
امیرنامدار : امیر (پادشاه) نامدار (اسمی، بنام، سرشناس، شهره، شهیر)
امیرنامور : امیر (پادشاه) نامور (اسمی، بنام، سرشناس، شهره، شهیر)
امیرنریمان : امیر (پادشاه) نریمان (نریمان پدر سام جد رستم بوده)
امیرنور : امیر (پادشاه) نور (پرتو، تابش، تلاء لو، روشنایی)
امیرنوشزاد : امیر (پادشاه) نوشزاد (زاده جاوید، از شخصیتهای شاهنامه)
امیرنوید : امیر (پادشاه) نوید (بشارت، خبرخوش، مژده)
امیروالا : امیر (پادشاه) والا (پادشاه دارای ارج و اهمیت و مهم)
امیرهادی : امیر (پادشاه) هادی (فرمانده هدایتگر)
امیرهرمز : امیر (پادشاه) هرمز (نام پسر یزدگرد پسر بهرام گور)
امیـرهوتن : امیر (پادشاه) هوتن (خوش اندا ، نام یکی از سرداران اسطوره ای ایران باستان)
امیرهوشمند : امیر (پادشاه) هوشمند (دانا)
امیرهوشنگ : امیر (پادشاه) هوشنگ (به معنی کسی که منازل خوب فراهم سازد)
امیرهوشیار : امیر (پادشاه) هوشیار (آگاه، بافراست، باهوش، بخرد، بیدار)
امیرهومان : امیر (پادشاه) هومان (هومن – از شخصیتهای شاهنامه)
امیرهومن : امیر (پادشاه) هومن (نیک اندیش)
امیریاشار : امیر (پادشاه) یاشار (نامی آذری – بمعنی جاوید)

درباره ادمين

ادمين
مجید کوهی طراح سایت و دانش آموخته مهندسی تکنولوژی جوشکاری است. وی از بحث و مطالعه در مورد فناوری و فلسفه لذت می‌برد، به سبک زندگی اسلامی علاقه دارد و اوقات فراغتش را با کیهان شناسی، طراحی مدارهای الکترونیکی و زمین شناسی می‌گذراند.
تعداد مقالات: 1334 مقاله تا کنون.

پاسخی بگذارید

  • آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های مورد نیاز با علامت‌ * مشخص شده‌اند.
  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش تایید می‌شود.