۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت: ۹:۴۹
خانه > گوناگون > دینی و مذهبی > آداب و شرایط گریه کردن در اسلام

آداب و شرایط گریه کردن در اسلام

دنیای اطلاعات: گریه براى چند کس و چند چیز مطلوب است، که نمونه هایى از آن ها ذکر مى گردد:

adabe gerye kardan

۶ موردی که باید بر آنها گریست!

۱ – براى فراق دوستان

قال الحسن بن على علیه السلام: انما ابکى لخصلتین: لهول المطلع و فراق الاحبه ۱ ؛ من براى دو حالت گریه مى کنم: براى هول و شدت اطلاع دهنده قیامت و براى فراق دوستان.»

۲ – براى شهید

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در شهادت حضرت حمزه گریست و امر فرمود براى او گریه کنند ۲ . و براى شهادت حضرت على علیه السلام گریه کردند، ۳ همان طور که براى شهادت امام حسین علیه السلام گریه کردند.

۳ – براى مردگان

قال الصادق علیه السلام: ان ابراهیم خلیل الرحمن سال ربه ان یرزقه ابنه تبکیه بعد موته ۴ ؛ ابراهیم خلیل علیه السلام از خداوند خواست که به او دخترى روزى نماید تا بعد از مرگش براى آن حضرت گریه کند.»
در دعاى ندبه چنین آمده است: فعلى الاطائب من اهل بیت محمد و على صلى الله علیهما و الهما فلیبک الباکون و ایاهم فلیندب النادبون و لمثلهم فلتذرف الدموع ولیصرخ الصارخون و یضج الضاجون و یعج العاجون ۵ ؛ باید گریه کننده ها بر پاکان خاندان محمد و على که صلوات خدا بر آندو و اهل آندو باد بگریند و براى آنان بلند گریه کنند و براى امثال آن ها اشک ها روان شوند و شیون کنندگان شیون کنند و زارى کنندگان زارى کنند و ناله کنندگان ناله جانسوز کشند.»

۵ – براى گناهان

قال الباقرعلیه السلام: قال الخضر… وابک على خطیئتک ۶ ؛ خضر به موسى گفت: بر خطاهایت گریه کن.»
قال الصادق علیه السلام: فیما وعظ الله به عیسى بن مریم ان قال له: ابک على السیئه فانها لى سخط ۷ ؛ از جمله چیزهایى که خداوند به وسیله آن عیسى علیه السلام را موعظه فرمود این بود که به او فرمود: برگناه گریه کن، چرا که گناه مایه خشم من است.»

۶ – براى مرگ و حوادث بعد از آن

قال السجادعلیه السلام: ابکى لخروج نفسى، ابکى لظلمه قبرى، ابکى لضیق لحدى، ابکى لسۆال منکر و نکیر ایاى، ابکى لخروجى عن قبرى عریانا ذلیلا حاملا ثقلى على ظهرى ۸ ؛ مى گریم براى جان دادنم، مى گریم براى تاریکى قبرم، مى گریم براى تنگى لحدم، مى گریم براى پرسش نکیر و منکر از من و مى گریم براى بیرون شدن از قبرم در حالى که برهنه و خوار [بوده] بار اعمال سنگینم را بر دوش دارم.»

آداب گریه

گریه داراى شرایط و آداب خاصى است که رعایت آن ها موجب تاثیر گریه بر جان انسان خواهد شد. بعضى از این آداب عبارتست از:

۱ – همراهى گریه با ورع

قال السجادعلیه السلام: لیس الخوف، خوف من بکى و جرت دموعه، ما لم یکن له ورع یحجزه عن معاصى الله و انما ذلک خوف کاذب ۹ ؛ خوف [از خداوند] آن نیست که کسى گریه کند و اشک هایش جارى شود، مادامى که ورعى براى او نباشد که او را از معاصى خداوند منع کند و این [گریه بى ورع] همان ترس دروغین است.»

۲ – زیاد گریه کردن و طول دادن آن

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: و عودوا قلوبکم الرقه و اکثروا التفکر والبکاء؛ قلب هایتان را به رقت عادت دهید و زیاد تفکر و گریه کنید.»
قال رسول الله صلى الله علیه وآله: ثلاث منجیات للمۆمن: کف لسانه عن الناس واغتیابهم و اشغاله نفسه بما ینفعه لاخرته و دنیاه و طول البکاء على خطیئته ۱۰ ؛ سه چیز براى مۆمن مایه نجات است: حفظ زبانش از اذیت مردم و غیبت کردن آن ها، و مشغول نمودن خود به چیزهایى که براى آخرت و دنیایش منفعت دارد، و گریه طولانى بر خطاهایش.»

۳ – لطمه نزدن به صورت و پاره نکردن لباس

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: لیس منا من ضرب الخدود، و شق الجیوب ۱۱ ؛ از ما نیست کسى که [در هنگام گریه و زارى بر مردگان] به صورت بزند و لباس پاره کند.»

۴ – همراه با سوز دل

قال النبى صلى الله علیه وآله: اوحى الله الى عیسى یا عیسى بن البکر البتول ابک على نفسک بکاء من قد ودع الاهل و قلى الدنیا و ترکها لاهلها و صارت رغبته فیما عند الهه ۱۲ ؛ خداوند به عیسى علیه السلام وحى فرمود: اى عیسى! بر نفست گریه کن؛ گریه کسى که اهلش را ترک کرده و دنیا را کوچک نموده و آن را براى اهلش واگذاشته است و رغبت او فقط در آنچه که نزد خدایش مى باشد، گردیده است.»

علل محرومیت از گریه

۱ – قساوت قلب

قال على علیه السلام: ما جفت الدموع الا لقسوه القلوب و ما قست القلوب الا لکثره الذنوب ۱۳ ؛ اشک ها خشک نمى شوند، مگر به خاطر قساوت قلب ها و قلب ها قساوت پیدا نمى کنند، مگر به خاطر زیادى گناهان.»

۲ – غفلت

در قرآن کریم آمده است: ازفت الازفه. لیس لها من دون الله کاشفه. افمن هذا الحدیث تعجبون. و تضحکون و لاتبکون. و انتم سامدون » ۱۴ ؛ روز قیامت نزدیک است و هیچ کس غیر از خداوند نمى تواند آن روز را آشکار کند. آیا از این سخن تعجب مى کنید و مى خندید و [به روزگار سخت خود] نمى گریید و حال آن که شما سخت غافلید.»

زمینه هاى کسب نعمت گریه

۱ – یاد از مردگان

قال اسحاق بن عمار: قلت لابى عبدالله علیه السلام: اکون ادعو و اشتهى البکاء فلایجیئنى و ربما ذکرت من مات من بعض اهلى فارق و ابکى فهل یجوز ذلک؟ فقال: نعم تذکرهم فاذا رققت فابک وادع ربک تبارک و تعالى ۱۵ ؛ اسحاق بن عمار مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من دعا مى کنم و [در آن حال] دوست دارم گریه کنم ولى گریه ام نمى آید و چه بسا بعضى از کسانى که از اهلم هستند و مرده اند را بیاد مى آورم، در این حال دلم رقت پیدا کرده و گریه مى کنم. آیا این کار جایز است؟ فرمود: بله، آن ها را به یاد آور و هر وقت رقت پیدا کردى، گریه کن و پروردگارت را بخوان.»

۲ – تباکى

قال الصادق علیه السلام: ان لم یجئک البکاء فتباک، فان خرج منک مثل راس الذباب فبخ بخ ۱۶ ؛ اگر گریه ات نمى آید، پس تباکى کن (یعنى وانمود به گریه کردن کن) که اگر مثل سر پشه اى از تو [اشک] خارج شد، به به [به تو] .

۳ – خوردن بعضى از غذاها

قال النبى صلى الله علیه وآله: علیکم بالعدس فانه مبارک مقدس یرقق القلب و یکثر الدمعه ۱۷ ؛ بر شما باد [خوردن] عدس، چرا که عدس مبارک [و] مقدس است [و] قلب را رقت مى دهد و اشک را زیاد مى کند.»

پی نو شت ها:

۱) بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۰۶٫
۲) همان، ج ۸۲، ص ۹۲٫
۳) همان، ج ۴۲، ص ۱۹۰٫
۴) همان، ج ۸۲، ص ۹۲٫
۵) دعاى ندبه.
۶) بحار الانوار، ج ۱۳، ص ۳۰۲٫
۷) همان، ج ۱۴، ص ۲۹۵٫
۸) همان، ج ۹۸، ص ۸۹٫
۹) همان، ج ۹۰، ص ۳۳۵٫
۱۰) همان، ج ۷۸، ص ۱۴۰٫
۱۱) همان، ج ۸۲، ص ۹۳٫
۱۲) همان، ج ۹۰، ص ۳۳۳٫
۱۳) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۳۷٫
۱۴) نجم/ ۵۷ تا۶۱٫
۱۵) بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۳۳۴٫
۱۶) همان.
۱۷) همان، ج ۱۴، ص ۲۵۴٫

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۲۷٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *