۲ آبان ۱۳۹۶ ساعت: ۱۴:۳۴
خانه > گوناگون > اطلاعات عمومی > سیاسی اجتماعی تاریخی > ادیان و اعتقادات ایرانیان در زمان هخامنشیان

ادیان و اعتقادات ایرانیان در زمان هخامنشیان

دنیای اطلاعات: متفکران در مورد دین رسمی یا دین اکثر مردمان ایران در دوره ی هخامنشی کاری بسیار ژرف و دشوار می نماید،زیرا هیچ شاهدی دال بر وجود دستگاهی منظم یا عقیده ی مذهبی درباری در دوران شاهنشاهی هخامنشی وجود ندارد،اما بازهم این دلیل بر نبودن باورهای زردشتی در ایران هخامنشی نیست؛زیرا شواهد بسیار بر زیستن زردشتیان در زمان داریوش هخامنشی به بعد در سراسر ایران وجود دارد.

هخامنش

باورهای کلی در مورد دین شاهنشاهان هخامنشی به دوگونه است.
یک: اعتقاد برآنکه مذهب شاهنشاهان هخامنشی آئین زردشتی می بوده
دو: هخامنشیان همان آیین کهن آریائیان را داشتند.
زمینه بنیادین دین هخامنشیان آیین کهن آریاییان است .از خصوصیات آن اینست که هیچ روح پیغمبرانه‌ای به هر گونه که مفهوم پیغمبر را تصور کنیم، تأثیر خود را در این دین بجای نگذاشته‌است. این دین یک دین سیاسی است که از سوی شاهان بزرگ و برای شاهان بزرگ آفریده شده‌است. مفهوم‌های بنیادین این دین بدین صورت باز شناخته می‌شوند که اهورامزدا خدای آسمانی بر همه چیز توانا و دانا و آفریننده ی آسمان و زمین به صورت خداوند یگانه و برتر از همهء خدایان دیگر قرار گرفته‌است. شاهنشاه نماینده پیدای اهورامزدا در روی زمین است. این دین دارای پیشگوی و غیبگوی و سحر و جادوی ویژه خود بود اما از نظر ورزش‌های مربوط به حالت خلسه بدون تردید جای چندانی نداشت. تحریکات غیرعادی و پرواز روان که انسان چندان با رغبت دست از آنها نمی کشد، در یک هستی ساده جستجو می‌شد.

وضع‌ عمومی‌ دیانت‌ هخامنشیان‌

آنچه‌ که‌ به‌ احتمالی‌ قرین‌ با یقین‌ می‌توان‌ گفت‌، آن‌ است‌ که‌ شاهنشاهان‌ هخامنشی‌ در آغاز با دین‌ زرتشت‌ به‌ شکل‌ صافی‌ و پاکش‌ آشنایی‌ داشتند. با آن‌ روش‌ زرتشتی‌ که‌ هنوز کاملاً از شکل‌ اصلی‌ خود خارج‌ و منحرف‌ نشده‌ و به‌ وسیله‌ی‌ مغان‌ و تماس‌ با عقاید و ادیان‌ ملل‌ و قبایل‌ بسیاری‌ که‌ با ایرانیان‌ برخورد پیدا کردند، تغییر ساختار نداده‌ بود. اما با تمام‌ این‌ احوال‌ در بازسازی‌ آیین‌ اوایل‌ عصر هخامنشی‌ و شناخت‌ آن‌ به‌ اندازه‌ای‌ مدارک‌ کم‌ است‌ که‌ هرگاه‌ بخواهیم‌ از روی‌ آن‌ مدارک‌ اندک‌ به‌ بازسازی‌ کاملی‌ دست‌ بریم‌، به‌ نتیجه‌ای‌ بی‌انجام‌ فراخواهیم‌ رسید.
اما آنچه‌ که‌ در آغاز بدان‌ دست‌ می‌یابیم‌، یک‌ نوع‌ یکتاپرستی‌ پالوده‌ و صافی‌ است‌ که‌ در آن‌ عصر بسیار شگفت‌ به‌ نظر می‌رسد. این‌ توجه‌ صرف‌ به‌ یکتاپرستی‌، یا شیوه‌ای‌ از یکتاپرستی‌ که‌ روشهای‌ شرک‌ پیشین‌ هنوز مصرانه‌ خود را بدان‌ می شناسانند،لازم‌ است‌ در قومی‌ ظهور کند، و یا از فکر مردمی‌ تراوش‌ نماید که‌ از لحاظ‌ و دیدگاه‌ علمی‌ و دانش آگاهی‌، برخورداری‌ بسیاری‌ داشته‌ باشد، چون‌ می‌دانیم‌ که‌ تنها نقش‌ علم‌ است‌ که‌ هر چه‌ بیشتر پیشرفت‌ نماید، شرکت‌ و باورهای‌ چند خدایی‌ بیشتر به‌ توحید و گاهی‌ تعدّد خدایان‌ گرایش‌ می‌کند؛ و این‌ چنین‌ روشی‌ بی‌شک‌ بایستی‌ میان‌ قومی‌ به‌ وجود آید، تا پیامبری‌ آن‌ چنان‌ که‌ زرتشت‌ بود ظهور کند.
اما بایستی توجه داشت که اینها تنها آتشگاه هایی بوده اند محدود و ساده و بدون تشریفات، چون مراسم مذهبی در هوای آزاد انجام می گرفته است. این احتمال هست که در بنای این چهارتاقیها مقصودی دیگر در نظر بوده باشد و آتشگاه عبادت نبوده است.
پارسیان‌ در شیوه‌ی‌ پرستش‌ به‌ هیچ‌ روی‌ از برای‌ خدایان‌ خود مجسمه‌، پرستشگاه‌ و یا قربانگاه‌ بنا نمی‌کنند و نسبت‌ به‌ آنانی‌ که‌ مبادرت‌ به‌ چنین‌ کارهایی‌ می‌نمایند، از لحاظ‌ مرتبت‌ عقلانی‌ ارزشی‌ قایل‌ نشده‌ و حتی‌ به‌ آنان‌ نسبت‌ دیوانگی‌ می‌دهند. وی‌ خود نتیجه‌ می‌گیرد که‌ شاید منشأ و خاستگاه‌ چنین‌ امری‌ از آن‌ جهت‌ است‌ که‌ پارس ها چون‌ یونانیان‌ از برای‌ خدایان‌ صفات‌ و خصوصیات‌ بشری‌ قایل‌ نیستند. ‌
هخامنشیان برای انجام مراسم‌ مذهبی‌ و اهدای‌ قربانی نه‌ معبدی‌ برپا می‌دارند و نه‌ مذبحی‌، نه‌ قربانی‌ را با نوارها و آذینها می‌پیرایند و نه‌ ترنم‌ موسیقی‌ برپا می‌کنند و نه‌ بسیاری‌ از تشریفات‌ دیگر را مراعات‌ می‌کنند، بلکه‌ به‌ سادگی‌ هنگامی‌ که‌ یک‌ پارسی‌ درصدد قربانی‌ برای‌ خدایان‌ برمی‌آید، چارپای قربانی‌ را به‌ جایگاهی‌ پاک‌ برده‌ و بر کلاه‌ خود شاخه‌یی‌ چند از گل‌ خرزهره‌ قرار می‌دهد. به‌ هنگام‌ قربانی‌ وی‌ به‌ هیچ وجه تنها برای‌ خود برکت‌ و خیرات‌ طلب‌ نمی‌کند، بلکه‌ برای‌ تمام‌ پارسها دعا می‌کند و خود او نیز که‌ جزو پارسهاست‌، از دعای‌ خیر به‌ سهمی‌ برخوردار می‌شود، پس‌ از آن‌ قربانی‌ را به‌ قطعات‌ کوچکی‌ تقسیم‌ کرده‌ و پس‌ از پخته‌شدن‌ بر بستری‌ از علفهای‌ سبز و تازه‌، به‌ ویژه‌ شبدر قرار می‌دهد. در این‌ مراسم‌ حتما لازم‌ است‌ تا یکی‌ از مغان‌ حاضر باشند و هرگاه‌ مغی‌ نباشد انجام‌ مراسم‌ قربانی‌ مقدور نمی‌شود. مغ‌ در این‌ هنگام‌ سرودی‌ می‌خواند که‌ نَسَب‌ نامه‌ی‌ خدایان‌ تئوگونی است‌ و پس‌ از انجام‌ سرود، شخصی‌ که‌ قربانی‌ کرده‌ است‌، گوشت‌ را به‌ خانه‌ برده‌ و به‌ هر شکلی‌ که‌ مایل‌ باشد به‌ مصرف‌ می‌رساند.
این دین دارای پیشگوی و غیبگوی و سحر و جادوی ویژهء خود بود اما از نظر ورزش‌های مربوط به حالت خلسه بدون تردید جای چندانی نداشت. تحریکات غیرعادی و پرواز روان که انسان چندان با رغبت دست از آنها نمی کشد، در یک هستی ساده جستجو می‌شد
مسئله‌ی‌ مهم‌ ، مربوط‌ است‌ به‌ مردگان‌ و به‌ آدابی‌ درباره‌ی‌ آنها. آنچه‌ مشهور است‌ اینکه‌ بایستی‌ مردگان‌ خود را پیش‌ از دفن‌ (در دخمه‌ نهادن‌) نزد سگان‌ و پرندگان‌ درنده‌ و گوشت‌خوار بیفکنند تا آنها را پاره‌پاره‌ کنند. در مورد مغان چنین کاری صورت می گرفته ، چون‌ آنان‌ در نظرگاه‌ عام‌ به‌ این‌ امر اقدام‌ می‌کنند. اما پارسها پیش‌ از آنکه‌ جسد را دفن‌ کنند، آن‌ را مومیایی‌ کرده‌ و بعد دفن‌ می‌کنند. مغان‌ از لحاظ‌ عقاید با کاهنان‌ مصری‌ تفاوت‌ بسیاری‌ دارند، چون‌ کاهنان‌ مصری‌ از کشتن‌ حیوانات‌ اجتناب‌ می‌کنند، مگر به‌ هنگام‌ قربانی‌. امّا به‌ عکس‌ مغان‌ به‌ جز سگان‌، بسیاری‌ از حیوانات‌ را با ولع‌ بسیاری‌ می‌کشند و در این‌ کار علاقه‌ و شوق‌ بسیاری‌ دارند و حتی‌ مورچگان‌ را در زمره‌ی‌ خطرناک‌ترین‌ حیوانات‌ زمینی‌ و پرندگان‌ آسمانی‌ انگاشته‌ و بی‌دریغ‌ آنها را می‌کشند.

معابد زمان هخامنشیان

پارسیان دارای معابدی بوده اند که ، سه معبد از زمان هخامنشیان کشف شده است: یکی در پاسارگاد که تاکنون آثار بهتر و روشن تری از آن بر جای مانده است. این به امر کوروش ساخته شده، چون نقش برجسته ی آرامگاهی در نقش رستم، شاه را نشان می دهد که در برابر یک آدریان مراسم ستایش انجام می دهد، در حالی که اهورامزدا با همان نقش معروف اش در جهت بالاتری نموده شده است و از این نقش برمی آید که مراسم مذهبی در هوای آزاد انجام می گرفته است. دیگری در نزدیک مقبره ی داریوش که آتشگاهی است و شاید به دستور خود داریوش بنا شده باشد. همچنین جایگاهی دیگر که شایع است «مگوش / مغ = گئومات» آن را ویران کرد و داریوش دوباره ساخت. یکی نیز در شوش یافت شده که از قرائن برمی آید که متعلق به زمان اردشیر دوم بوده است. این آتشگاهها اغلب بسیار ساده و از اطاقی تشکیل شده است به شکل برجی مکعب که به وسیله ی پلکان به آن وارد می شدند و در آن جا مغ، آتش مقدس را در حال فروزش نگاه می داشت. اما بایستی توجه داشت که اینها تنها آتشگاههایی بوده اند محدود و ساده و بدون تشریفات، چون مراسم مذهبی در هوای آزاد انجام می گرفته است. این احتمال هست که در بنای این چهارتاقیها مقصودی دیگر در نظر بوده باشد و آتشگاه عبادت نبوده است.

منبع: بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *