۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت: ۸:۴۹
خانه > دانش و فناوری > نجوم > کهکشان (Galaxy)

کهکشان (Galaxy)

جهان از کهکشانها که توده های بسیار بزرگی از ستارگان ،گاز و غبار هستند، تشکیل یافته است. کهکشانها که چندین میلیون تا هزار میلیار ستاره را در بر میگیرند،بیشترین جرم قابل مشاهده جهان را در خود دارد وبیشترین جرم هر کهکشان نیز در ستارگان آن است. قطر کوچکترین کهکشانها که کوتوله نامید می شوند،بیش از ۲۰۰ پارسک نیست، در حالی که قطر بزرگترین آنها ممکن است از ۳۰۰۰۰ پارسک هم بیشتر باشد.

کهکشانها شکلهای مختلفی دارند، برخی همانند کهکشان محلی ما (راه شیری ) مارپیچی هستند. برخی بی نظمند، ولی ساختار بیشتر آنها منظم ویکنواخت است. اخترشناسی به نام هابل ، برای نخستین بار کهکشانها را رده بندی کرد.این رده بندی بر مبنای نمای ظاهری کهکشانهاست وگرچه تکامل آنها را نشان نمی دهد ، ولی به شناخت ما از تکامل کهکشانها کمک زیادی کرده است. هابل کهکشانها را به سه نوع اصلی تقسیم کرد:بیضی ، مارپیچی، بی نظم.

جرم کهکشان
در حالی که تعیین کل جرم کهکشان راه شیری خارج از حوزه بحث فعلی ما است ، ولی ما می‌توانیم آن بخشی از جرمی را که درون مدار خورشید است ، با مشاهده اثر آن بر حرکت خورشید به آسانی محاسبه کنیم.اگر جرم مرکزی کهکشان را به منزله یک جسم و خورشید ره به منزله جرم دیگری در نظر بگیریم این امر اساسا به صورت مسئله ای شامل دو جسم شبیه به مسئله خورشید و یک سیاره ساده می شود .در این صورت با استفاده از قانون سوم کپلر به صورتی که نیتون آن را اصلاح کر می‌توانیم بنویسیم :

که r بر حسب واحد های اختر شناسی و p بر حسب سال اندازه گیری می شود. چون جرم خورشید در مقایسه با کهکشان ناچیز است جمله m(خورشید) را حذف می کنیم. پس:

فاصله بین مرکز کهکشان و خورشید تقریبا ۳۰۰۰۰ سال نوری است که معادل است با۲×۱۰۹ واحد نجومی و دوره گردش خورشید ۲×۱۰۸سال است .

پس جرمی از کهکشان که میان مدار خورشید واقع است ۲۰۰ میلیون برابر جرم خورشید است. با پی بردن به این که ستارگان بسیار زیادی یافت می شوند که درخشندگی آن ها کمتر از خورشید است می‌توانیم نتیجه بگیریم که جرم خورشید بالاتر از جرم متوسط است. در این صورت می‌توانیم برآورد کنیم که تعداد ستارگان کهکشان متجاوز از ۲۰۰ میلیارد است .

ماده تاریک در هاله کهکشان
بخش اعظم ماده هاله کهکشان ما و کهکشان های دیگر نامرئی است.این ماده پنهان به صورت ستاره نیست.به صورت گاز هم نیست زیرا از طریق امواج رادیویی آشکار می شد . غبار هم نمی‌تواند باشد چون نور کهکشان ها دور دست را از میان هاله کهکشان می‌توان دید . منجمان وجود این ماده پنهان را (که ماده تاریک نام گرفته است)از مدت ها پیش حدس می زدند.اما گمان نمی بردند که این قدر زیاد باشد.سرعت دوران ستاره های بیرونی در کهکشان ما و کهکشان های دیگر حکایت از وجود این ماده می کرد.آهنگ دوران ستاره ها به دور مرکز یک کهکشان بستگی به توزیع ماده در کهکشان دارد.اما حرکت مشهود ستاره های بیرونی کهکشان ها تند تر از آن است که جرم کل اجرام مرئی و کهکشان ها جوابگوی آن باشد .اندازه گیری های متعدد سرعت ستاره هادال بر آن است که در کهکشان ما (کهکشان راه شیری) چیزی حدود ۹/۱۰ ماده، ماده تاریک است.مسئله ماده تاریک صرفا گریبان گیر کهکشان ما نیست بلکه مسئله حل نشده همه کهکشان ها و در واقع مسئله کل عالم است.

خوشه ای شدن کهکشانها
ستارگان نوعا فقط در یک کهکشان یافت می شوند و در فضا جدا از این گروه بندی بنیادی ، سرگردان نیستند .همچنین به نظر می رسد که کهکشان ها هم به صورت جداگانه یافت نشوند ، بلکه به صورت خوشه ای از کهکشان ها مانند خوشه هرکولس و یا خوشه گیسو ، وجود داشته باشند . در واقع وجود خوشه هایی از خوشه ها ، (ابر خوشه ها)نیز شناخته شده است. اگر این مطلب درست باشد عالم را می‌توان به صورت خوشه ای از ابر خوشه ها تلقی کرد .گروه محلی ما همراه با خوشه سنبله (virgo) و تعدادی از خوشه های کهکشانی دیگر ابر خوشه ای را تشکیل می دهند که می‌توانیم آن را ابر خوشه محلی بنامیم.
مرکز ابر خوشه محلی ما احتمالا در نزدیکی خوشه سنبله وگروه محلی ما به سمت یک لبه آن قرار دارد.خوشه گیسو نمونه ای از خوشه های کهکشانی به نام خوشه های منظم است زیرا این خوشه شکل کروی خاصی دارد و تراکم کهکشان ها به سمت مرکز آن است شکل و تراکم آن یادآور خوشه کروی است ام با مقیاس بسیار عظیم تر.کهکشان های روشن آن اکثرا شامل کهکشان های بیضوی و انواع SO است .خوشه های کهکشانی منظم را دارای جرم کلی بسیار زیاد در مرتبه ۱۰۱۵ جرم خورشیدی می دانند.
خوشه گیسو نمایانگر خوشه نامنظم با تقارن بسیار کم تر ، بدون تراکم مرکزی مشخص و دارای همه انواع کهکشان هاست . تعداد خوشه های نامنظم بسیار زیاد تر از خوشه های منظم اند و جرم کلی آن ها ۱۰۱۴ جرم خورشیدی می رسد.جرم کلی بر آورده شده فوق بر اساس ستارگان ، غبار و گاز هایی است که می‌توان آن ها را در تک کهکشان های تشکیل دهنده بک خوشه معین آشکار سازی کرد.با وجود این این ارقام چندان بزرگ نیستند که ربایش گرانشی لازم برای نگهداشتن یک گروه از کهکشان های موجود در خوشه را توجیه کنند . بحث ما در باره کهکشان های خوشه ای است که از لحاظ گرانشی به یکدیگر وابسته اند ، اما برای این وابستگی ، جرم بیشتری ( هنوز آشکار سازی نشده )باید در کهکشان ها وجود داشته باشد.
قطعا بسیاری از این کهکشان ها باید تاجهایی شبیه به تاجی که اخیرا برای کاهکشان کشف شده است، داشته باشند.علاوه بر این جرم ماده نامرئی در این گونه تاج ها ممکن است ده برابر جرم ماده روشن آن باشد.در این صورت ارزیبابی قبلی ما از جرم آن ها بسیار کم بوده و این توضیحی است بر این امر که کهکشان ها در ۱۰ تا ۱۵ میلیارد سال از هستی عالم پراکنده نشده اند. با توجه به این نکته در بحثمان ، به تدریج از فکر یک توزیع کاملا هموار ماده در سراسر عالم دور می شویم . در عوض تصویری از یک توزیع کپه ای یا توده ای در زهن ما شکل می گیرد.آیا چیزی مابین این توده هایی که آن ها را کهکشان یا خوشه هایی از کهکشان ها مینامیم وجود دارد ؟

محیط های میان کهکشانی
چگونه می خواهیم گازها و یا غباری را که محتمل ترین مورد مناسب برای محیط های میان ستاره ای است جست و جو کنیم ؟ یاد آور می شویم که هیدروژن خنثی را می‌توان با سیگنال رادیوی ۲۱cm آن پیدا کرد.اما این امر بستگی دارد به برخورد بین اتم ها تا اسپین الکترون را معکوس کند.احتمال دارد که چگالی این گاز در فضای میان کهکشانی چندان کم باشد که غالبا برخوردی صورت نگیرد.از سوی دیگر هیدروژن خنثی می‌تواند در تابش فرابنفش انرژی جذب کندو با انتقال الکترون از تراز انرژی ۱ به تراز انرژی ۲ یک خططیفی ۱۲۶۱A ایجاد کند.هیچ یک از این نشانه ها مشاهده نشده است.
غبار اگر در فضای میان ستاره ای وجود داشته باشد باید خصوصیت سرخ شدنش را پدید آوردو چنین اثری نیز مشاهده نشده است . یک نشانه مثبت از اخترشناسی پرتوی X به دست آمده است.گاز های بسیار داغ که ممکن است به صورت تاج هایی در اطراف بخش مرئی کهکشان وجود داشته باشد با دماهایی در مرتبه ۱۰۰ میلیون کلوین می‌توانند پرتو های X گسیل کنند . چند لکه داغ مربوط به خوشه های غنی از کهکشان یافت شده است.اخیرا مشاهداتی با پرتو X به عمل آورده شده است که به نظر می رسد نشانه ای باشد از این که بعضی از ابر خوشه های کهکشانی جرمی در ماده نامرئی دارند که در مقایسه با ماده بخش مرئی کهکشان های منفرد موجود در ابر خوشه دست کم ده برابر است.

گروه محلی
گروه محلی کهکشان های ما فقط یکی از خوشه های کهکشانی بسیار متعدد است . گروه محلی، مرکب از دست کم ۲۸ عضو است که درون کره ای به شعاع تقریبی ۳ میلیون سال نوری واقعا اند. ده درصد کهکشان های محلی مارپیچی ، ۴۰ درصد نامنظم و ۵۰ درصد بیضوی اند.

کهکشان راه شیری مرکز این گروه نیست بلکه به عنوان کمک برای تجسم فاصله های تا اعضای کوناگون دیگر در مرکز نمودار جای داده شده است.

انواع کهکشان
ابر های ماژلان
ابر ماژلان کوچک
فاصله تخمینی ابر کوچک ماژلان ۱۸۰۰۰۰ سال نوری است که آن را اندکی دورتر از ابر ماژلانی بزرگ قرار می دهد؛ با چشم برهنه درصورت فلکی توکان ، نزدیک قطب جنوب آسمان دیده می شود.اما قطر آن فقط نصف قطر ابر بزرگ ماژلان است. باید به یاد داشت که مطالعه قیفاووسی های آن به کشف منحنیدوره تناوب_قدر مطلق انجامید.این ابر شامل تعداد زیادی ستاره کم سو از قدر ۱۱ تا کم سوترین ستاره های شناخته شده است.
علاوه بر این یک یا چند ستاره دوستایی پرتو_X نیز دارد.
سرعت دور شدنابر کوچک ماژلان به اندازه قابل ملاحظه ای کم تر از سرعت ابر ماژلان بزرگ و تقریبا ۱۶۰ کیلومتر در ثانیه است.
ابر های بزرگ و کوچک ماژلان را اغلب اوقات اقمار کهکشان راه شیری به حساب می آورند.

ابر ماژلان بزرگ
کهکشانی که از همه به ما نزدیکتر است ابر بزرگ ماژلان است که فاصله آن کمتر از ۱۵۰۰۰۰ سال نوری است و با چشم برهنه در صورت فلکی ماهی طلایی نزدیک قطب جنوب سماوی دیده می شود . به لحاظ شکل یک بیضی نا منظم است . ابعاد آن به لحاظ اندازه در حدود ۱۲ درجه در ۴ درجه است . طول قطر بزرگ آن ۳۰۰۰۰ سال نوری است .
ابر بزرگ ماژلان حاوی اجرام بسیار بزرگ و قابل توجهی است.از آن جمله در حدود ۱۵۰۰متغیر قیفاووسی ، بیش از یک صد چشمه قوی و مجزای رادیویی و نیز سحابی بزرگ حلقه زده که نان دیگرش ماهی طلایی_۳۰ (۳۰_Doradus)شایسته توجه است. ماهی طلایی_۳۰ بزرگ ترین سحابی گازی و بسیار بزرگ تر ازسحابی جبار است.روشنایی فوق العاده آن بسی آشکار تر میبود اگر در کهکشان ما جای می داشت.در واقع اگر ماهی طلایی_۳۰ به فاصله جبار از ما می بود ۳۰ بار روشن تر از شعرای یمانی به نظر می رسید.

ستاره S_ماهی طلایی در ابر بزرگ ماژلان ، بی شک درخشان ترین ستاره شناخته شده و یکی از ستارگان موسوم به متغیر های نامنظم است. اسن ستاره به هنگام حداکثر روشنی ۶۰۰۰۰۰ بار (و بنا بر بعضی محاسبات ۲۰۰۰۰۰۰بار) پرنور تر از خورشید است.
ابر بزرگ ماژلان با سرعتی در حدود ۲۵۰ کیلومتر بر ثانیه از ما دور می شود.

کهکشان‌های بیضوی
همانگونه که از نام این کهکشان ها بر می آید ، این کهکشان ها شکلی بیضی گون دارند ، چیزی شبیه به توپ راگبی . در هنگام مشاهده ، شکل آن ها از حالتی عملا دایره ای ، که هابل آن را E0 نامید ، تا E7 ، یعنی نمونه های کاملا کشیده ، متغیر است .این تقسیم بندی کاملا مشاهداتی است و لزوما بیان گر شکل واقعی کهکشان نمی باشد – اگر از یک انتها حتی به کهکشانی کاملا کشیده ، یا توپ راگبی ، نگاه کنیم ، آن را دایره ای می بینیم! در قلب خوشه های بزرگ کهکشانی ، اغلب یک یا چند کهکشان عظیم بیضوی غول مشاهده می شود . آن ها تا ۱۰ میلیون میلیون جرم خورشید را در حجمی حدود ۹ برابر کهکشان ما – قطری حدود ۳۰۰۰۰۰ سال نوری – جای می دهند . احتمالا آن ها نتیجه ی ادغام تعداد زیادی کهکشان کوچکترند، وجود این نوع کهکشان در مناطق پر تراکم کهکشانی از جمله شواهد این عقیده است. این کهکشان ها پر جرم ترین کهکشان های شناخته شده هستند ، هر چند که تعداد آن ها نسبتا کم است . کهکشان های بیضوی ای که چند میلیون جرم خورشید را در حجمی به وسعت چند هزار سال نوری جای داده اند ، بسیار فراوان هستند . یک حقیقت جالب آن است که به نظر نمی رسدستاره ی جوانی در کهکشان های بیضوی وجود داشته باشد ، به عبارتی ظاهرا سازو کار ساخت ستاره متوقف شده است و اغلب ستاره های نشکیل دهنده ی آنها از نوع ستاره های کم جرم و پیر میباشند . کهکشان های بیضوی حدود یک سوم تمام کهکشان های جهان را شامل می شوند .

تصویر کهکشان بیضی شکل و غول پیکر ESO 325-G004
تصویر کهکشان بیضی شکل و غول پیکر ESO 325-G004

کهکشان های مارپیچی

تصویر یک کهکشان مارپیچی
تصویر یک کهکشان مارپیچی

مرکز نورانی و بازوهای مارپیچ پر ستاره ،جلوه ی خاصی به کهکشان‌های مارپیچی می بخشد. انها عوموما” اجرام بزرگی هستند که دو ( یا بیشتر) بازو دارند . در محدوده ی دو میلیون پارسکی ما ،تنها حدود ۱۰ کهکشان مارپیچی بزرگ وجود دارد که این مقدار نسبت به تعداد کهکشانها ی بیضوی بسیار اندک است .

کهکشان‌های مارپیچی کاملا”پهن هستند و فقط نواحی مرکزی آنها برآمدگی دارد. این امر را مت یوان به طور آماری از سمت گیری بازوهای مارپیچی به دست آورد. مشاهدات کافی نشان داده اند که این پهن شدگی ،با مقدار متوسط ۰٫۸ برای کمیت ( b/a -1 )-، به ماهیت آنها مربوط نیست ، بلکه ظاهرا” در نتیجه چرخش نسبتا سریع خود سیستم است. با مطالعه ی سریع شعاعی بخشهای مختلف کهکشان‌های ماپیچی در می یابیم که سرعت چرخش آنها ،حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر در هر ثانیه است. این چرخش همانند پرخش یک جسم جامد نیست ، بلکه در مناطق بیرونی سریع تر و در حوالی مرکز آهسته تر است.
چون ستارگان ابر های گاز،پیوستگی سختی با هم ندارند، گردش بخشهای بیرونی کهکشان‌های مارپیچی همانند گردش سیارات به دور خورشید است، به این معنی که هر چه از کهکشان دور می شویم، سرعت گردش رو به کاهش می گذارد. در نواحی درونی ، سرعت زاویه گردش ستارگان ،تقریبا” یکسان است (مانند گردش جسم جامد) ،زیرا کشش گرانش نه تنها در هسته کهکشان بلکه در تمام مناطق مرکزی وجود دارد.
ساختار کهکشان‌های مارپیچی را می‌توان متشکل از دو مولفه دانست-یک مولفه بیضیوار و یک مولفه مسطح . بخش مرکزی اساسا” شامل مولفه بیضیوار است که ساختاری همانند یک کهکشان بیضوی دارد.قسمت بیرونی در ساختار کاملا” متفاوت ،توزیع مسطحی از ستارگان را نشان می دهد، منحنی درخشندگیهای هم تراز در مولفه بیضیوار ، به شکل بیضی است. این مولفه متشکل از ستارگان پیر است،گاز و غبار ندارد وتوزیع درخشندگی آن از قانون ساختاری کهکشان های بیضوی پیروی می کندو مولفه مسطح ، بازوهای مارپیچ را در بر می گیرد. بیشتر کهکشان‌های مارپیچ دو بازو دارند، و گاه این بازوها چند شاخه اند. برخی از آنها گسترده هستند و برخی دیگر پیچ خورده اند . آنها مقادیر زیادی ستاره ای جوان و گاز و غبار را شامل می شوند. گاز موجود در بازوها به شکل ابرهای غول پیکری است که به دو شکل آشکار می شود: آنها یا به طور اپتیکی قابل رویتند و یا ابرهای غیر قابل رویت (جز برای رادیو تلسکوپها ) ئیدورژن خنثی هستند که در تمام ساختار بازوها گسترده شده اند وامواجی در طول موج ۲۱سانتیمتر گسیل می کنند. گفتیم که در بازوهای کهکشان مارپیچی ،غبار نیز وجود دارد. غبار همانند حبابهای تاریکی از ماده ،ستارگان ورای خود را تیره می سازد . ولی ستارگان جوان ،حداقل در کهکشان‌های مارپیچی نزدیک تر ، درخشان و واضح هستند و به رنگ آبی دیده می شوند.
از این موضوع می‌توان نتسجه گرفت که باوزها ، مکانی برای شکل گیری ستارگان هستند. ستارگان موجود در آن ها ، بیش از یک میلیون سال عمر ندارند و در مقایسه با عمر این کهکشانها که مجموعا ” حدود ۱۰ میلیارد سال است ، بسیار جوان می نمایند . گاز و غبار موجود در ابرها ، مواد اولیه را برای شکل گیری ستارگان جدید مهیا می سازند. وجود بازوهای مارپیچی را می‌توان ناشی از یک اثر مشهور فیزیکی دانست که در منظومه ی موج چگالی سی.سی.لین توصیف می شود. طبق نظریه این فیزکدانف یک قرص گازی چرخان می‌تواند امواج مارپیچ بسیار چگال و پایدار تولید کند. در این بازوها ،ستارگان و ماده ی بین ستاره ای به مدت معینی در کنار هم جمع می شوند وبه موازات گیر افتادن مواد جدید توسط موج چگالی ، آرام به حرکت خود ادامه می دهند. سابقا به اشتباه تصور می‌شد که امواج مغناطیسی در پیدایش بازوها موثرند، ولی مطالعات دقیق نشان می دهند که میدانهای مغناطیسی کهکشان‌های مارپیچی بسیار ضعف هستند و نمی‌توانند بر ساختار آنها تاثیر گذارند. برای مثال ، میدان مغناطیسی کهکشان ما ، ۱۰۰۰۰۰ بار کم توانتر از میدان مغناطیسی زمین است. هابل کهکشان‌های مارپیچی را به هشت زیر رده ی مختلف تقسیم کرده است. در زیر رده ی نخست،کهکشان‌های So قرار دارند. این کهکشانها ،شامل مولفه های مسطح و بیضیوار و فاقد بازوهای مارپیچی هستند. ساختار بیرونی برخی از ۀنها به طور نامعلوم ئ نامشخص ، مارپیچی به نظر می رسد. در کهکشان‌های So ، غالبا غبار نیز وجود دارد. سه زیر رده ی بعدی بر مبنای چگونگی پیچ خوردگی بازوها تعریف می شوند. در یک کهکشان Sa در کهکشان Sc ،بازوها بسیار آزاد وگسترده اند.در کهکشان Sa ناحیه ی هسته ای ( مولفه ی بیضیوار) بسیار نوارنی و بازوهای نوارنی هموار دارند. در کهکشان Sb ، ناحیه بیضیوار مرکزی کوپکتر و کم نورتر است و بازوها تکه تکه به نظر می رسند. کهکشان‌های Sc هسته ی بسیار کوچک دارند و تکه تکه بودن بازوهایشان بیشتر است.

کهکشان مارپیچی میله ای
وجه مشخصه ی نوع دیگری از کهکشان‌های مارپیچی ، میله ای شکل بودن نواحی مرکزی آنهاست . هسته ای این کهکشان‌های کمیاب به کهکشان‌های بیضیوار شبیه نیست، بلکه ساختاری دراز ونسبتا” باریک دارد. هسته در مرکز این میله ی نورانی جای گرفته است. معمولا” بازوها به از مرکز کهکشان ، بلکه از دو سر این میله سرچشمه می گیرند. کهکشان‌های مارپیچی میله ای در رده بندی هابل ، با درج حرف B بین S و حرفهای Oو aو b یا c مشخص می شوند. از جهات دیگر ، زیر رده ها همانند کهکشان‌های مارپیچی تعریف می گردند. یک کهکشان میله ای بدون بازو در زیر رده ی SBo است. دانسته نیست که آنها چگونه به وجود آمده اند ویا چگونه شکل گرفته اند. امروزه پژوهشهای زیادی برای این معما انجام می گیرد.

کهکشان های بی نظم
سومین نوع اصلی کهکشانها ، عبارت است از کهکشان‌های بی نظم . ترکیب ستاره ای آنها عموما ” مشابه کهکشان‌های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازو های مشخص وجود ندارد. آنها هسته واضحی هم ندارند ،اما در صورت وجود ، گاهی به شکل میله دیده می شود. همه ی کهکشان‌های بی نظم دارای مقادیر بسیار زیادی ستاره ی جوان ، گاز و غبار هستند. خوشه های ستاره ای موجود در آنها ف در مقایسه با یک کهکشان مارپیچی که همان جمعیت کلی را دارد،بسیار زیاد است. وجه مشخصه ی مهم یک کهکشان بی نظم معمولی ، جوان آن است . بیشترین نور آنها ، از تعداد زیادی ستار ه ی جوان و درخشان و ابرهای نورانی گسیل می‌شود . کهکشان‌های بی نظم همانند کهکشان‌های مارپیچ می چرخند ولی به دلیلی که تا کنون ناشناخته مانده است، بازوهای مارپیچی در ۀنها شکل نمی گیرد. واقعیت این است که در برخی از آنها ،چیزی شبیه به بازوهای ابتدایی ، بازوهای واپیچیده و یا بازوهایی کخ به طور جزئی شکل گرفته اند، دیده می شود و از این رو گمان می رود که ارتباط نزدیکی بین کهکشان‌های مارپیچی Sc وکهکشان‌های بی نظم وجود داشته است.
همه ی کهکشان ها با رده بندی ساده ی هابل مطابقت ندارند، زیرا برخی از آنها بسیار عجیبند، دلایلی در دست است که این کهکشان‌های خاص با رویداهای شدید و ویران کننده ی انفجار رو به رو هستند ودر نتیجه به آمیزه ای از ستاره ای از ستارگان ، گاز و غبار تبدیل شده اند که قابل رده بندی نیست .

کهکشان های رادیویی
همه کهکشان ها امواج رادیویی گسیل می کنند. ولی برخی گسیلنده هایی فوق العاده قوی اند که صدها هزار برابر بیش از کهکشان های معمولی ، امواج رادیویی به فضا می فرستد.
از چشمه های فوق العاده قوی یکی ۱۹N40A (19یعنی بعد ۱۹ ساعت،Nمعروف کاتالوگ اتحادیه بین المللی نجوم و ۴۰A به معنی میل ۴۰ درجه شمالی و حروف ترتیب A )است که نام متداول آن دجاجه A است. شدت تابش آن از مرتبه ۱۰ میلیون برابر کهکشان ما و یا کهکشان آندرومدا است.
زمانی مطرح شد که این شدت های عظیم تابش در نتیجه برخورد دو کهکشان با هم است ولی مطالعات آماری دال بر آنند که احتمال چنین برخورد هایی نزدیک به صفر است. در حال حاضر بهترین تعبیر آن است که این گسیلش رادیویی از ابر های گازی می آید که منشا آن ها انفجار هایی در نواحی مرکزی کهکشان های بیضوی غول پیکر است ؛ انفجار هایی که احتمالا یک میلیون مرتبه شدیدتر از انفجار های ابرنواختری اند.این ابر های گازی که غالبا دو به دواند با میدان های مغناطیسی که ده ها هزارسال نوری از بخش روشن کهکشان فاصله دارند، به کنش متقابل می پردازند، و موجب گسیل شدید امواج رادیویی می شوند.

منابع:

۱- کتاب ساختار ستارگان و کهکشان ها / نوشته پاول هاج / ترجمه توفیق حیدرزاده
۲- کتاب نجوم دینامیکی / نوشته رابرت تی دیکسون/ ترجمه احمد خواجه نصیر طوسی
۳- کتاب نجوم به زبان ساده / نوشتهمایر دگانی/ ترجمه محمد رضا خواجه پور/چاپ ششم/ویرایش جدید
۴- کتاب درآمدی بر نجوم و کیهان‌شناسی / یان موریسون (نویسنده) / غلامرضا شاه‌علی (مترجم) / انتشارات ارم شیراز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *